این روزها
اتمسفر این شهر
بوی افسرده گی می دهد
و شاید بوی بنزین سوپر
.
.
.
امروز هم پای کوه ....دیر میرسیم
با طعنه علفهایی
که زیر چشمی نگاه میکنند
به عریانی قدمهایمان
راستی گریه هایم را
به کروکودیل روی کیفت برسان
به پنجره فولاد قلبت
و
باغچه ای که از عطر نرگس و نسرین لبریز میشود
غروب هر جمعه
.
.
نازنینم
اینقدر غصه هایم را ننوش
سهم تو
بهشتی است که زیر پای نجابت یک بغض است
.....بیا عبور کنیم
بدون ماسک...بدون ترس
از برزخی که خودمان ساخته ایم
.
.
نازنینم
جاده بهشت
ماههاست که از طولارود می گذرد!