تبليغاتX
بغض به توان جمعه
این وبلاگ تبعیدگاه ابن السبیل حج چشمان توست,آقای شال سبز کوچه بنی هاشم
هرگز

سعی نکن همیشه باشی

ابدیت

توهم کودکانی است که دوست ندارند

در بازی قایم باشک

پیدا شوند...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 19:6  توسط استاد نارت(سجاد رستم زاده پیرسرایی)  | 
برای رفتنت  گفتی بیا از عشقمان بگذر..خداحافظ     تمام   رفتنت  را  گشته ام  از  بر.....خداحافظ

سرآغاز  تمام  آشناییهاست  یک  لبخند  توخالی     سر آغاز تمام شعرهای تلخ این دفتر..خداحافظ

چرا  این  پا  و  آن  پا میکنی.....چیزی  بگو  حالا      نداری حرفی از  این  ساده تر  بهتر...خداحافظ

و نبض لحظه ها   خشکید  وقتی  آمدی  از  در     به چشمم زل زدی گفتی به من یکسر..خداحافظ

چه ساعت ها  و ایام  قشنگی  داشتم  با  تو      تنفر دارم اکنون من..عزیز مهربان از هر..خداحافظ

تو  داری میروی هر چند بی تو  زود  خواهم  مرد     ولی تاکید دارم  با  غرور  نیم بندم بر..خداحافظ

زمانی  هستی ام   تکثیر   لبخند  تو  بود...آری     تمام عمر من اما شده تخلیص اینک در..خداحافظ

ندارم طاقت حرفی..تو  که  رفتی  همین  حالا      به  پایان  میرسد  من هم گلم  دیگر....خداحافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 18:49  توسط استاد نارت(سجاد رستم زاده پیرسرایی)  |